Ùx83د تغÙx8aÙx8aر Ø´Ùx83Ùx84 Ùx85Ùx88س

هيچكس مرا به خويش نخواند ...
هيچكس مرا ارزو نكرد ...
هيچكس همدم تنهايي هايم نشد ...
از تو هم انتظاري نيست ...
اي غريبه اشنا ...

تو كه نباشي بهشت هم برود به جهنم

درد من چشماني بود كه
به من اشك هديه ميداد به ديگران چشمك

به سلامتي دختري كه رگ گردنشو بخاطر عشقش ميزنه
ولي نميدونه عشقش داره گردن يكي ديگه رو ليس ميزنه
(از طرف اجي فاطي)

بالاتر از عشق وابستگی است
هیچوقت کسی را که ب تو وابسته شده رها نکن

نمی نویسم …
کــه کـلـمـات را الــوده نـکـنـم بـه گـنـاه…
گـنـاهـی کـه از ان مــن اسـت…
نمی نویسم …
تـا سـکـوت را بـیـامـوزمـ….
نـمـی نـویـسـمــ….
تـا احـسـاسـاتم را مـحـبـوس کـنـمــ….
تـا نـخـوانـی…
نـدانـی….
کـه چـه مـی گـذرد ایـن روزهـا بـر مــن!!
مـی خـنـدمــ….
تـا یـادم بـمــانـد…
تـظـاهـر بـهـتـریـن کـار اسـت…!
تـا یـادم نـرود…
کـه دیـگـران مـرا خـنـدان مـی خـواهـنـد…
تـا یـادم بــمــانـد مـن دیـگـر آن مـبــيــن سـابـق نـیـسـتـمــ…
شـکـسـتـه امــ….
روزهـای زیـادی اسـت کـه شـکـسـتـه امــ….
ان زمـان کـه لـب بـه شـکـوه بـاز کـردم و گـفـتـم خـسـتـه امــ….
و ان هــا یـکــ بـــه یــکـــ رفـتـنـد…
خـسـتـگـی هـایـم را تـاب نـیـاوردنـد…
و اکــنـون ایــن مـنـمــ!
هـمـان مــبــيــن دلـتـنـگـی کــه دلـش مـدام شــور مـی زنــد!
بـگــذار نـنـویـســـمــ…
مــن…
لــبــخـنـد مـی زنــمــ….
ما را در سایت تنها تر از تنها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد
بازدید: 75