حرف دلتو بزن

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->
-->-->-->

درÛx8cاÙx81ت Ùx83د ساعت

Ø¢Ùx85ار

Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 :
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد :
تعداد Ú©Ùx84 Ùx85طاÙx84ب : 3
تعداد Ú©Ùx84 Ùx86ظرات :
-->-->-->

Ùx83د تغÙx8aÙx8aر Ø´Ùx83Ùx84 Ùx85Ùx88س

Ùx83د تغÙx8aÙx8aر Ø´Ùx83Ùx84 Ùx85Ùx88س

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

تنها تر از تنها...

ما را در سایت تنها تر از تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 77 تاريخ: شنبه 8 تير 1392 ساعت: 3:22 PM

صفحه بندی